![]() |
![]() |
|
| پرده پندار می باید درید |
|
1) اجتماعی: کی عاشق کی شده؟ کی مراسم می گیرن؟ مهریهاش چقدر بود؟ جهیزیه اش چیا بود؟ آیا حامله است؟ چی زائیده؟ 2) هنری: کی با کی نسبت داره؟ کی چقدر می گیره؟ کی قراره با کی ازدواج کنه؟ کی با کی به هم زده؟ کی کجا رقصیده؟ 3) اداری: کی چقدر می گیره کی قراره مدیر بشه؟ کی با مدیر نسبت داره؟ کی با مدیر به هم زده؟ کی چی پوشیده؟ کی چی خریده؟ کی چی مالیده کی با چی آمده؟ کی بخاطر کی نیومده؟ ۵)بعد از مراسم: کی چی پوشیده بود؟ کی چی آورده بود؟ کی چرا نیومده بود؟ کی بدون دعوت آمده بود؟ کی بود که چیز مناسبی نپوشیده بود؟! ۶) ترکیبی: کی، کجا و با کی نسبت داشت که حالا داره چقدر می گیره؟ کی عاشق کی بود که حالا چرا بره با یه، کی دیگه ازدواج کنه؟ کی از کجا آورد که تونسته چی بخره؟ کی با کی به هم زده که با کی خوب شده؟ کی با کی کجا رقصیده بودن که چرا چیز مناسبی نپوشیده بودن؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 12:17 توسط سیدمجتبی بابایی |
|
|
نفت: یک ماده بد بو و گرانقیمت که زیر زمین وجود دارد و روز به روز قیمت آن بالاتر می رود. از نفت برای افزایش قدرت و به تعویق انداختن بدبختی استفاده میشود. مخلوطی از هیدروکربنهای جامد، مایع یا گاز که بخشی از آن را هگزان، هپتان و اکتان تشکیل میدهد. سه عامل هگزان، هپتان و اکتان دست به دست هم میدهند و کاری میکنند که دولت پولدار شود و ضعفهای آن دیده نشود. از نفت برای روشن کردن چراغ، خاموش کردن صدا، راه انداختن قطار با ترمز و بدون ترمز و رفتن به سفر استفاده میشود. کاربرد در جمله: « قیمت نفت به صد دلار رسید.»
محصولات نفت: از نفت محصولات مفیدی به دست می آید، مانند بنزین برای سهمیهبندی و التماس براي چند ليتر بيشتر، قیر برای آسفالت کردن دهان دیگران، اتر برای بیهوش کردن افراد و عدم احساس گذشت زمان، پارافین برای ماست مالي و در نتیجه ادامه زندگی، وازلین برای کاهش فشار میان دولت و ملت، نفتالین برای حفظ چیزهای پوسیده و موجود، د.د.ت برای جلوگیری از آسیبرساندن حشرات دشمن و رنگ پلاستیک برای پوشاندن معایب و ایجاد فضای رنگین. نفت خام: نوعی نفت که در کشورهای پیشرفته آن را میخرند و از آن محصولات نفتی تولید میکنند و به ما می فروشند ( برای این کار یک صنعت بسیار پیچیده به اسم پتروشیمی وجود دارد که در ایران هرگز سابقه نداشته است.) نفتسوز ( به شخص یا وسیلهای میگویند که نفت را می سوزاند و از بین میبرد.) نفتی( کسی که نفت را بین دیگران توزیع میکند) سفره نفتی( یک واژه در رئالیسم جادویی معاصر) نفتکش( وسیلهای که نفت را می برد و به جای آن دلار میآورد) نفتگر( یک موجود تاریخی که سالها قبل در صنعت نفت کار میکرد.) نفت خر( کسی که از ما نفت میخرد) نفتخیز( کشوری که نفت دارد، این کشورها دو نوعند، کشورهایی که هم نفت دارند و هم مردم مرفه دارند، کشورهایی که نفت دارند، اما مردم مرفهشان کم است.) گاز( یکی دیگر از موادی که نابود میکنیم.) نفت دریای خزر( نوعی نفت که ما نیازی به آن نداریم، اما دیگران به آن نیاز دارند) نفتخوار( امپریالیسم جهانی که میخواهد نفت ما را بگیرد، اما ما ترجیح میدهیم خودمان آن را از بین ببریم.) مفسدین نفتی( کسانی که قبلا نفت را در دست داشتند، و فعلا نفت را در دست ندارند و ما خوشبخت شده ایم.) شاعر در مورد نفت سروده است: نفت که رسید به 20 دلار پسته ببر، دوو بیار نفت که رسید به 30 دلار بفروش و روزنومه درآر نفت که رسید به شصت دلار سفر برو مهمون بیار نفت که رسید به 100 دلار هر شب بخور ماست و خیار |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 13:7 توسط سیدمجتبی بابایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 |
|
RSS
|